احسان آذرکمند، مدیر دفتر پژوهشهای اسلامی دین و رسانه ادارهکل پژوهشهای اسلامی رسانه در یادداشتی مفهوم «وحدت» در رسانه ملی نوشت: مفهوم «وحدت» در جامعه ایرانی و جهان اسلام، همواره از بنیادهای راهبردی و محوری در منظومه گفتمانی انقلاب اسلامیبوده است. بااینحال، انتقال و تثبیت این مفهوم در افکار عمومیبیش از هر چیز در گرو کیفیت «بازنمایی رسانهای» آن است.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه یادداشت آمده: رسانه ملی بهعنوان فراگیرترین نهاد تصویرساز کشور، در مواجهه با مفهوم وحدت چه در ساحت خردهفرهنگها، اقوام و مذاهب داخلی و چه در عرصه امت اسلامی در نقطهای حساس برای تعمیق معنایی آن قرار دارد.
دراینبین، آسیب تاریخی بازنمایی وحدت در رسانهها، محدود ماندن آن به بازههای تقویمی (نظیر هفته وحدت) و استفاده از نمادهای تکرارشونده و سطحی است. وحدت واقعی امری انتزاعی نیست، بلکه در «زیست اجتماعی»، «تجربه زیسته مشترک» و «منافع متقابل» متبلور میشود. در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای، وحدت بههیچوجه بهمعنای از بین رفتن تفاوتها، عقاید، سلیقهها یا هویتها نبود؛ بلکه بهمعنای همجهتی، همافزایی و پرهیز از تعارض و تنازع بر سر مشترکات اساسی بود. ایشان در سخنانی که در دیدار شرکتکنندگان در همایش کنفرانس وحدت اسلامی در سال 1385 داشتند، فرمودند: «مراد ما از وحدت اسلامی، یکی شدن عقاید و مذاهب اسلامی نیست... مراد ما از وحدت دنیای اسلام، عدم تنازع است.»
بهتعبیر روشنتر، وحدت یعنی با وجود تفاوتها، در برابر دشمن مشترک و برای منافع عالی مشترک، در یک جبهه عمل شود. رسانه ملی نیز در دوره تحول میتواند با الگو گرفتن از این اندیشهها وحدت را نه بهعنوان یک دستورکار موقت، بلکه بهعنوان یک واقعیت جاری در بستر داستانها، مستندها و گزارشهای روزمره به نمایش بگذارد؛ جایی که تفاوتهای زبانی، قومی و... نه عاملی برای فاصله، بلکه سرمایهای برای انسجام و غنای فرهنگی تصویر میشوند.
موضوع مهم بعدی استفاده از ظرفیت درام و روایت انسانی بهعنوان پلی برای همدلی است. قویترین ابزار بازنمایی، درام و قصهگویی است. قالبهای نمایشی (سریالها و فیلمهای تلویزیونی) ظرفیتی بیبدیل برای خلق همذاتپنداری دارند. بازنمایی ملموس چهرههای برجسته، قهرمانان ملی و الگوهای اخلاقی از میان تمام اقوام و مذاهب ایرانی بدون تیپسازیهای کلیشهای و کاریکاتوری میتواند پیوندهای عاطفی میان مخاطبان را تقویت کند.
نمایش تعاملات واقعی و اخلاقی میان اقوام گوناگون در مواجهه با چالشهای مشترک (نظیر بحرانهای طبیعی، یا ایستادگی در برابر تهدیدات ملی)، حس تعلق جمعی را تعمیق میبخشد.
به همین دلیل در عصر شبکههای اجتماعی و اتاقهای فکر تفرقهافکن دشمنان که بر گسلهای قومی و مذهبی سرمایهگذاری میکنند، اتخاذ موضع انفعالی یا صرفاً دفاعی چارهساز نیست. رسانه ملی میتواند با شفافیت، پاسخگویی به شبهات تاریخی و ارتقای سواد رسانهای مخاطبان، قدرت تحلیل جامعه را در برابر روایات تفرقهافکنانه بالا ببرد. برجستهسازی نقش پیشگامان وحدت و تبیین هزینههای تفرقه در تاریخ معاصر منطقه، از دیگر راهبردهای پدافندی و تهاجمی رسانه ملی در بازنمایی وحدت است.
نتیجه آنکه بازنمایی کارآمد وحدت در رسانه ملی مستلزم گذر از ادبیات توصیفی به روایتهای اقناعی و زیباشناختی است. اگر قاب تلویزیون بتواند آیینهای راستین از درهمتنیدگی سرنوشت آحاد ملت باشد و حس کرامت و شنیدهشدن را به همه منتقل کند، وحدت، روح حاکم بر سرمایه اجتماعی کشور خواهد بود.