الهه باقری یکی از کارشناسان سامانه ۱۶۲ در واحد ارتباط با مخاطبان ادارهکل روابط عمومی صداوسیماست که حدود چهار سال است در این بخش کار میکند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، وی درخصوص تجربههایی که در این شغل به دست آورده میگوید: ارتباط با مردم را دوست دارم و معتقدم این کار عشق میخواهد و نباید صرفاً به آن بهعنوان یک شغل نگاه کرد. مردم وقتی با ۱۶۲ تماس میگیرند درواقع به ما اعتماد میکنند و گاهی خصوصیترین دغدغهها و مسائل خود را با ما در میان میگذارند. من پیشازاین نیز تجربه فعالیت در حوزه ارتباط با مردم را داشتهام و به این کار علاقهمندم.
باقری ادامه داد: مخاطبانی که با سامانه ۱۶۲ تماس میگیرند، معمولاً خیلی راحت دیدگاهها و صحبتهای خود را مطرح میکنند. اگر گاهی هم مخاطبی انتقادی تند داشته باشد، ابتدا میخواهیم آرامش خودش را حفظ کند و صحبتهایش را با آرامش بیشتری بیان کند و ما هم با دقت دغدغههایش را ثبت میکنیم.
وی با تأکید بر اینکه سامانه ۱۶۲ را در ایجاد ارتباط واقعی میان مردم و رسانه ملی بسیار مؤثر میداند، اظهار کرد: علاوهبر این سامانه، مرکز تحقیقات صداوسیما نیز ظرفیت مناسبی برای ارتباط با مردم دارد و ازطریق این بخشها میتوان مشکلات، دیدگاهها و نیازهای مخاطبان را بهتر شناخت.
باقری خاطرنشان کرد: کار در سامانه ۱۶۲ دشواریهایی دارد، اما برای من لذتبخش است، به این دلیل که کارم را دوست دارم و ارتباط با مردم برایم اهمیت و اولویت دارد. معمولا همکاران 162 در شیفتهای عصر و شب در محل کار حاضرند و مشغول فعالیت هستند. این موضوع تا حدی کار را سخت میکند، اما ارتباطی که با مردم داریم، سختیهای کار را کاهش میدهد.
این کارشناس ۱۶۲ یادآوری کرد: در بسیاری از مواقع، مخاطبان از برنامهها رضایت دارند و تماسهای تشکرآمیز زیادی دریافت میکنیم. در چنین روزهایی فضای کاری بسیار خوبی شکل میگیرد و حال ما هم بهتر است. البته گاهی نیز با انتقادهای تند مواجه میشویم که ممکن است باعث ناراحتی و دلسردی شود.
وی درباره تجربیات حضور در محل کار در روزهای جنگ تحمیلی نیز توضیح داد: ما در ایام جنگ نیز در محل کار حاضر بودیم. آن روزها برای همه مردم دشوار بود. خاطرم هست یک روز، منطقهای در نزدیکی محل کارمان هدف قرار گرفت و طبیعتاً خیلی ترسیدیم. باوجوداین، در روزهای جنگ تحمیلی به دلیل تعهدی که نسبت به کارمان داشتیم، در محل کار حاضر میشدیم و وظیفه خودمان را انجام میدادیم. البته نیروها بهصورت شیفتی تقسیم شده بودند، اما کار با حداکثر ظرفیت نیروها ادامه داشت، چراکه همه ما باور داریم هر اتفاقی بیفتد باز هم باید کارمان را بهخوبی انجام بدهیم.