داوود طالقانی، کارشناس و منتقد تلویزیون و سینما با اشاره به رویکرد جدید سازمان صداوسیما در تولید فصلهای جدید سریالهای موفق بیان کرد: سریالهایی که تمدید و پس از سالها بار دیگر به آنها رجوع میشود، برای صاحب رسانه به یک منبع اعتبار و سرمایه نمادین تبدیل شدهاند و بازگشت به این آثار درواقع نوعی استفاده دوباره از همین سرمایه است.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، وی ادامه داد: وقتی یک سریال یا مجموعه تلویزیونی در گذشته توانسته نظر مخاطبان را جلب کند، نام و هویت آن اثر نیز بهمرور به بخشی از سرمایه رسانه تبدیل میشود؛ بنابراین رجوع دوباره به چنین آثاری، شیوهای معمول برای ادامه دادن قصههایی است که پیشتر مقبولیت خود را نزد مخاطب به اثبات رساندهاند.
طالقانی خاطرنشان کرد: تولید فصلهای جدید آثار موفق صرفاً یک اتفاق داخلی نیست و در سطح جهانی نیز شاهد چنین روندی هستیم. زمانی که تولیدکنندگان میزان بالای بازدید، فروش یا استقبال از یک اثر را مشاهده میکنند، معمولاً تلاش میکنند به اشکال مختلف آن طرح را ادامه دهند. تولید فصلهای بعدی، اسپینآفها و حتی روایت قصههای فرعی از دل همین منطق شکل میگیرد. چنین آثاری بسته به کیفیت فیلمنامه و شیوه ساخت میتوانند مخاطب را همچنان پای رسانه نگه دارند. یکی از دلایل گرایش به این الگوی تولید نیز کمریسکتر بودن آن است، چراکه تولیدکننده به جای اینکه کاملاً از نقطه صفر حرکت کند، بر روی اثری سرمایهگذاری میکند که قبلاً امتحان خود را پس داده و تا حدی توانسته مخاطب جذب کند.
طالقانی با اشاره به اهمیت بازاریابی در صنعت رسانه یادآور شد: یکی از مهمترین موضوعاتی که امروز باید در تولیدات تلویزیونی موردتوجه قرار گیرد، بازاریابی رسانهای است. در موقعیت فعلی، مسئله تنها اقتصاد هنر، کیفیت تولید یا استفاده از چهرههای شناختهشده نیست، بلکه نحوه معرفی، عرضه و رساندن یک اثر به مخاطب نیز اهمیت بسیار زیادی پیدا کرده است.
این کارشناس رسانه تأکید کرد: صداوسیما نیز باید از این تجربه استفاده کند و شیوههای بازاریابی خود را ارتقا دهد. یکی از نقاط ضعف تلویزیون در سالهای اخیر، همین مسئله است که گاهی یک اثر خوب تولید میشود، اما به دلیل ضعف در معرفی و بازاریابی، آنچنان که باید دیده نمیشود. درحالیکه مخاطب با حجم گستردهای از محتوا در تلویزیون، شبکه نمایش خانگی و رسانههای جهانی مواجه است، دیگر صرف تولید یک اثر نمیتواند تضمینکننده دیده شدن آن باشد. مخاطب باید بداند چه اثری تولید شده، چرا باید آن را ببیند و چه تفاوتی با سایر گزینههای موجود دارد.
طالقانی افزود: ازسویدیگر، نباید تصور کرد که یک اثر باید برای همه مخاطبان و همه سلیقهها ساخته شود. چنین رویکردی ممکن است درنهایت به تولید آثاری منجر شود که برای هیچ گروهی جذابیت ویژهای ندارند. در بازار تولیدات جهانی، مخاطبان و سلیقههای مختلف شناسایی میشوند و برای هر گروه، محتوای متناسب تولید و عرضه میشود. تلویزیون نیز باید به سمت شناخت دقیقتر مخاطبان حرکت کند و به جای اینکه یک نسخه واحد برای همه بپیچد، گروههای مختلف مخاطب را شناسایی و برای هرکدام محتوای مناسب تولید کند. در چنین شرایطی هم احیای ویژندهای موفق میتواند هدفمندتر باشد و هم تولید آثار جدید با موفقیت بیشتری همراه خواهد شد.
وی در پایان اظهار کرد: احیای سریالهای موفق گذشته میتواند یکی از مسیرهای کمریسک برای جذب مخاطب باشد و سرمایه نمادین ایجادشده توسط آثار قدیمی را دوباره فعال کند، اما این روند نباید به تکرار صرف محدود شود. کیفیت تولید، شناخت مخاطب، بازاریابی حرفهای و توجه به تنوع سلیقهها عواملی هستند که مشخص میکنند یک ویژند قدیمی در بازگشت دوباره خود موفق خواهد بود یا خیر. اگر صداوسیما بتواند در کنار استفاده از سرمایه نمادین آثار موفق گذشته، سازوکار بازاریابی و شناخت مخاطب خود را نیز تقویت کند، فصلهای جدید سریالها میتوانند فراتر از یک تولید تلویزیونی، به ابزاری برای بازسازی ارتباط اجتماعی و بازگرداندن بخشی از مخاطبان به این رسانه تبدیل شوند.