نویسنده فیلمنامه سریالهایی چون «مستوران» و «عشق کوفی» در باب مسائل مغفولمانده در سریالسازی تاریخی تلویزیون اظهار کرد: یکی از موضوعاتی که در سریالسازی ما موردتوجه نیست، این است که تاریخ باید با تمام زوایای تاریک و آشکارش روایت شود؛ اینکه ما دلمان میخواهد زوایایی خاصی را که کمخطرتر است برجسته کنیم و رضایت فردی را برانگیزیم، در روایت تاریخی فایده ندارد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، یزدان کاظمی تأکید کرد: کار تاریخی اصولی در زمانه حاضر کاری است که به درد نسل جدید بخورد و دراماتورژی امروز - دراماتورژی یا نمایشپردازی در معنی مطالعه و تحلیل و تفسیر نمایشنامه برای اجراهای جدید با توجه به مخاطب و زمان و مکان نیز به کار میرود - در آن رخ داده باشد؛ یعنی نیازهای نسل امروز در آن گنجانده شده باشد و حرفهای اساسی بر مبنای مقتضیات امروز در آن بیان شود. در روایت کارآمد تاریخی اینکه چه کسی چه کسی را کشته است مهم نیست، اینکه چرا و به چه دلیل آن فرد را کشتهاند، مهم است. این چراهاست که در دل تاریخ به درد امروز میخورد وگرنه اشخاص و افراد اهمیت ندارند. این موضوع را در شیوه قرآن و کلام وحی هم میبینیم؛ برایناساس اگرچه در سوره یوسف با شخصیتپردازی یوسف (ع) مواجهیم، اما خداوند سن و پایان عمر او را مشخص نمیکند. در این قصه مقاطع زمانی مهم یوسف (ع)، برداشتهای لحظات حساس و تصمیمگیریهای او در موقعیتهای ویژه برجسته میشود.
کاظمیبا اشاره به ملزومات ساخت اثر تاریخی افزود: در تمام دنیا گروه پژوهش در آثار تاریخی در کنار نویسنده فیلم و سریال قرار میگیرد. گروهی که صحتسنجی میکند کدام روایت مستندتر است، بهخصوص در بازنمایی قصههای تاریخی این گروه باید قرص و محکم باشد. سازگار کردن آن قصه با اوضاع و نیازهای امروز اتفاق دیگری است که باید رقم بخورد، اما نکته اینجاست که متأسفانه در آثار تلویزیونی و سینمایی ردیف بودجه برای این کار تعریف نمیشود.
این فیلمنامهنویس در پاسخ به این سؤال که در بازنمایی یک روایت تاریخی بُعد عبرتآموز تاریخ موردتوجه است یا جنبه قصه و درام یادآور شد: هر دو در کنار هم هستند و نمیشود از صفر و صد صحبت کرد. در لحظاتی که تاریخ سکوت کرده است، میتوانیم درام را براساس خلاقیت و دراماتورژی امروز پیش ببریم؛ اما لحظاتی را که تاریخ عیان است نمیشود دست زد، چون همه افراد حقیقت رخداد را میدانند و این دستکاری صرفاً مخاطب را از کار دلزده میکند. در «عشق کوفی» دو دسته مختلف را در دل فیلمنامه نمایان کردهام: شیعیان و مخالفان آنها را، ولی نکته اینجاست که آیا اینها به همین اندازه صفر و صد بودهاند؟ که جواب خیر است. همانگونه که امروز هم اینگونه نیست و کسانی که در یک مسجد نماز میخوانند، از دستههای مختلفی هستند. این دستههای مختلف، آدمهای مختلف میسازند و در دل تاریخنگاری، این دسته و رنگهای مختلف یا اساساً وجود ندارند یا بسیار کمرنگ هستند؛ لذا میشود در دل این شخصیتپردازیها برای فیلمنامه گروه ساخت. این گروهها رنگهای مختلفی به شخصیتها میدهند.
کاظمی در پاسخ به این سؤال که منظور از لحظاتی که تاریخ سکوت کرده است، چیست، گفت: اینکه آیا ممکن است مخالف امام حسین (ع) در لحظهای شک کند و به سمت او متمایل شود؟ یا اینکه او همواره بر کفر خود تأکید دارد؟ از سوی دیگر هم این داستان هست؛ یعنی کسی که همراه است تا پایان همراه میماند؟ و لحظهای به حقانیت مسیر شک نمیکند؟ اینها سکوت تاریخ است که فیلمنامهنویس میتواند برای پختگی داستان از آنها بهره بگیرد.
وی با تأکید بر عدم کفایت آثار تاریخی ساخته شده با توجه به قدمت تمدن ایرانی خاطرنشان کرد: وقتی صحبت از تمدن ایران میشود صحبت از یک گستره بزرگ است، اما آیا آثار تاریخی ساختهشده، گسترهای بزرگ را شامل میشود؟ بسیاری از شخصیتهای معروف ایرانی اساساً موردتوجه فیلمسازان و آثار نمایشی نبودهاند؛ چنانچه نه دست رویشان گذاشته شده است و نه ایده و پژوهشی درباره آنان و لزوم پرداختن داستانی درباره ایشان مطرح شده است.
این فیلمنامهنویس اضافه کرد: فصل اول «مستوران» یکی از کارهایی بود که دوستش دارم، چون ما در این سریال از فضای تاریخی استفاده کردیم تا قصههایی از افسانههای ایرانی را روایت کنیم. این ترکیب افسانه و قصه، اتفاقی ویژه و جذاب بود که اقبال مخاطبان را برانگیخت. کاظمی در پاسخ به این سؤال که چه توصیهای برای نسل جدید همکاران خود دارد، گفت: من خودم نسل جدید هستم و بزرگترها باید به ما توصیه کنند.